آيا براى گرم كردن بازارشان به آتش تان كشيدند؟ حتا باد ايستاده بود و نگاه مى كرد كه شعله فرو بنشيند حتا شاخه ها از سوزاندن خود تن زدند كودكان اول ابتدايى از هفت سالگى به عقب برگشتند تا اعداد و حروفِ دروغ را نخوانند. و به هنگامى كه از مراسم تان بازگشتيم دست نوشته هاى مجسمه ها بر كاغذ بر پايه ى شكسته ى مرمرى مى لرزيد آنان شرمناكِ سنگ بودن شان سر به بيابان ها، رفته بودند. |